الشيخ محمد الصادقي الطهراني

16

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

فَالْعِبارَةُ للعوامِ وَالْإشْارَةُ لِلْخَواصِّ وِاللَّطائِفُ لِلْأوْلِياءِ وَالْحَقائِقُ لِلْانْبِياءِ » . « 1 » كتاب خدا بر چهار چيز استوار است - كه مقصودْ مربعى از معانىِ پى در پى آن است - اوّل بر « عبارت » كه نه تنها لفظ بدون فهم معنايش ، بلكه « عبارت » كه تعبيركنندگيش در نخستين گام ، يعنى معنى ساده‌اش كه بايد براى همه به صورت معنى آشكار و روان مشخص باشد . و به‌همين دليل پس از عبارت اشاره است كه بعد از معنا قراردارد ، و نه آن‌كه پس از لفظِ تنها ، و اين اشاره براى « خواص » است كه بعد از فهم معنايش از اشارات معنويش نيز برخوردارند ، و سپس « لطائف » كه پس از اشاره است ، و اين براى اولياى الهى است ، و در آخر « حقايق » مىباشد كه در انحصار انبياء است كه برترينشان خاتم‌الانبياء صلى الله عليه و آله مىباشد و سپس امامام معصوم و برخى از پيامبران بزرگ الهى - صلوات‌اللَّه عليهم اجمعين - مانند حضرت مسيح عليه السلام كه هم‌اكنون - برطبق نص قرآنى - زنده است ، بر حقايق كتاب الهى آگاهى دارند و اين چهار مرحله توأمان براى تكامل معنوى به يكديگر پيوسته‌اند و ديگر اختلافى در اين ميان بجز تكامل نيست ، براين اساس هر مرحله‌ى بعدى ادعايى كه با مرحله‌ى پيشينش اختلافى و تصادمى دارد هرگز پذيرفته نيست . رتبه‌ى نخست از اين چهار در چهارچوب لفظ و عبارت است ، و سپس اشاره بر پايه‌ى همان لفظ كه نياز به دقت و بررسى بيشتر دارد ، و پس از آن لطائف : باريك‌بينىهاى بيشتر ، كه اين هم بر پايه‌ى اشاره بوده ،

--> ( 1 ) - سفينهةالبحار بسندى از امام حسين از اميرالمؤمنين عليهما السلام